نگاهی و یادی

سرکن هوای عشق که از های و هوی عقل* آزرده ام چو گوش نصیحت شنیده ای
  • نگاهی و یادی

    سرکن هوای عشق که از های و هوی عقل* آزرده ام چو گوش نصیحت شنیده ای

يكشنبه, ۱۷ آبان ۱۳۹۴، ۱۱:۴۷ ق.ظ

مثه هدیه توی دستم :))

+آخرین باری که خیلی خیلی خیلی  از هدیه دادن لذت برده بودم ، هدیه به ف.ر بود ... تابستان 88 مشهد مقدس آرام ازونایی بود که باطنش و خوبی هاش آدمو جذب می کرد لبخندبعدش هروقت این آهنگ بنیامین رو میشنیدم ( مثه هدیه توی دستم ، مثه اون حالی که داشتم وقتی هدیه رو می بستم ... ) یاد اون روز میفتادم.

تا همین دیروز ... ایندفه دیگه رو زمین نبودم ، پرواز میکردم ... خیلی خوب ، خیلی لذت بخش  خنده هر چی میدیدم دوست داشتم بخرم  چشمک دیروز دیدم چقدر چیزهای ساده میتونن دوست داشتنی باشن وقتی قراره به ادم های خوب تعلق پیدا کنن

+ آدم خوبی که از زمین بردیم آسمون ... مچکرم بی تقصیر

موافقین ۲ مخالفین ۰ ۹۴/۰۸/۱۷
میم بانو

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی