نگاهی و یادی

سرکن هوای عشق که از های و هوی عقل* آزرده ام چو گوش نصیحت شنیده ای
  • نگاهی و یادی

    سرکن هوای عشق که از های و هوی عقل* آزرده ام چو گوش نصیحت شنیده ای

يكشنبه, ۲۴ آبان ۱۳۹۴، ۱۱:۰۱ ب.ظ

دوستائی ک فکرشم نمیکردم

با دلبر دیوانه بگویید بیاید!

دیوانه چو دیوانه ببیند

خوشش آید

 

:: خیام

کی فکرشو میکرد یه روزی ازم دعوت بشه به مهمانی کسی ک باعث شد سالها زندگی من طور دیکه بگذره و من برم و تو یه جلسه ای پیشنهاد این کار بشه ... هوم؟ 17 ساله قربان ...17سال از عمر 20ساله ی من ... 17سال ک من رو اندازه یک نسل عقب کشید ... بااین همه انرژی الان میدونی باید چ میکردم قربان؟ میدونی باید چه می شد؟ وقتی می شینی و از درد میگی فقط یک بیت دارم : 

از درد سخن گفتن و از درد شنیدن     با مردم بی درد ندانی که چه دردیست 

بگذریم از همه این ها

امروز تو جلسه شما جنابِ مسئول خانِ گرامی ، این دوست بهترین اتفاق ممکن بود

یک دوست دوست داشتنی 

و یه دنیا حس مشترک

+دیوانه چو دیوانه ببیند خوشش آید

* راستی شمائی که اسم کوچیکت رو نرو (انگلیسی اعصاب) این جانب هست و هنوز تلاشی برای کشف فامیلیت ندارم ، می ارزه کاری که میکنی؟ هوم؟ مثلا اگر هم نتیجه داد بعد من باید برای جبران چکار کنم آیا ؟ 
+پاشو برو مشقاتو بنویس خب ... عه 

موافقین ۲ مخالفین ۰ ۹۴/۰۸/۲۴
میم بانو

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی