نگاهی و یادی

سرکن هوای عشق که از های و هوی عقل* آزرده ام چو گوش نصیحت شنیده ای
  • نگاهی و یادی

    سرکن هوای عشق که از های و هوی عقل* آزرده ام چو گوش نصیحت شنیده ای

مشروح خاطرات :

+از سازمان اومدم بیرون 

نام مبارک حضرت علی (ع) رو بردیم ک کار برکت بگیره ... تماس الکی ، نقش بازی کردن و... زشته بخدا واسه شما زشته ... باید حرمت نگه دارم و نمیشه بهتون بگم ک فهمیدم این کارناشایست رو ، ولی خب تحملش هم سخته ... دور از شما دوست ترم با شما. 

+ یه ده روزی هم آقای پ کربلا بودن و همه ی امور رو دوش ما. مسئولیتی بس بزرگ که خداروشکر انجام شد و رضایت بخش بود. خلق خدا راضی بودن خدا رو از کوجا بدونم ؟ هوم ؟ راضی باش لدفن خداجان .

+اصن بخشنامه از تهران اومده یه مورد هم نمیشه ... تو بگو یه مداد. تو جذب هم که دیگه بلاکیم ... نیروی خوبی از کفتون رفت من اگه مسئول بودم حتما این آقا رو جذب میکردم حتما.

+انتخابات و پرسشنامه ها 

+سایت mohtashaam.ir هم تحویل داده شد .

+ مهمترین خاطره هم به دنیا اومدن نرگسی جانِ منه که اولین دخترخالم هست بوسه

موافقین ۱ مخالفین ۰ ۹۴/۱۰/۰۴
میم بانو

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی