نگاهی و یادی

سرکن هوای عشق که از های و هوی عقل* آزرده ام چو گوش نصیحت شنیده ای
  • نگاهی و یادی

    سرکن هوای عشق که از های و هوی عقل* آزرده ام چو گوش نصیحت شنیده ای

جمعه, ۱ خرداد ۱۳۹۴، ۱۲:۵۴ ق.ظ

شین و عین و را


ای به بالا چون صنوبر ای به رخ چون میم و ه

عنبر افشان زلف داری لب چو شین و کاف و ر
تا به گرد عارضت جانا کشیده خ و ط
مستمندم دردمندم تن گرفته ت و ب
ت و ب آمد به جانم ای صنم از عشق تو
داروی دردم تو داری در میان لام و ب
لام و ب بر لام و ب بنهاده باشم تا سحر
میم و ی در پیش باشد بسته باشد دال و ر
هر که نتواند ببیند عشق ما را اینچنین
بر دلش باشد هزاران خ و نون و جیم و ر
عاشقم بر آن جمال مهوش و زیبای تو
چون زلیخا بر جمال یا و واو و سین و فا
گر به گورستان مشتاقان گذر افتد تو را
مرده ها زنده کنی چون عین و ی و سین و ی
شاعران بسیار می گویند شعر با نمک
کس نگفته شعر مثل سین و عین و دال و ی
موافقین ۱ مخالفین ۰ ۹۴/۰۳/۰۱
میم بانو

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی